صفحه نخست
آرشیو من
تماس با من
نویسنده نيوشی و محمد
آرشیو وبلاگ
مهر ۸٩
اسفند ۸۸
امرداد ۸۸
دی ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
لینک ها
عامل فروش مکملهای غذايی شرکت ساترن
اشعار و مطالب جالب و قشنگ
ملودی های عاشقانه
ناله سکوت
شعر ها و حرفای دل مريم
متنهای ناز و عاشقونه
شعر و مطالب جالب
عاشقانه های سعيد
شعرهای عاشقانه و ناز
مريم بانو
ستاره ساحل
وبلاگ ناز برای آذري زبانها
وبلاگ سوسن جون
لاو ترکونی سينا
امشب وقت کردين يه نگاه به ماه بيندازين.واقعا محشره
قافله عمر
از عشق برخاستن
غروب آخر / بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه
نفس بريده
ردپای عشق
آتيشپاره
هیچ هدیه ائی زیباتر از گل نیست
عشق را باور کنيم
فقط ایران
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ هاي فارسي
اخبار ICT
تالارهاي گفتگو
آمار وبلاگ 
خروجی وبلاگ
طراح قالب لیلا سینکی
لوگو دونی
پيام هاي ديگران () | دوشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸٩ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته

پيام هاي ديگران () | دوشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸٩ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته

دختر عشق باباش بابا عاشق کارش

پيام هاي ديگران () | پنجشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸۸ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته


همیـشه از نـگاه تو بـا تــو عبــور میـــکنــم از اینکه عاشق توام حس غـرور می کنـم
دوبـاره بــا سلام تـــو تــازه ی تـازه میشوم بـا نفس ساده ی تــو غرق ترانه میـشـوم
بـــا تــــو ستـاره مـی شـوم بـــــا تــــو ستــاره مــی شوم بــــــا تـــــــو ستــــاره مـــی شـــــوم
بـــا تــــو ستـاره مـی شـوم بـــــا تــــو ستــاره مــی شوم بــــــا تـــــــو ستــــاره مـــی شـــــوم
از سایه های ملتهب همیـشـه میگریخـتـم با رفتن تو هر نفس بغـض دوباره میــشـوم
ناجی شام شوکران با دل عـاشقم بـــمان به حرمت حضـور تو چون تو یگـانه میــشوم
خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت
بـــا تــــو ستـاره مـی شـوم بـــــا تــــو ستــاره مــی شوم بــــــا تـــــــو ستــــاره مـــی شـــــوم ...
بـــا تــــو ستـاره مـی شـوم بـــــا تــــو ستــاره مــی شوم بــــــا تـــــــو ستــــاره مـــی شـــــوم
پيام هاي ديگران () | چهارشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸۸ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته


سلام دوستان عزیزم ما یه چند وقتی گرفتار شده بودیم و نتونستیم وبلاگ رو به روز کنیم از این به بعد منتظر کارهای جدید ماباشید.
دوست دار شما محمد و نیوشی
پيام هاي ديگران () | سهشنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٦ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته

به نام اون کسی که میپرستی تو رو دوست دارمت هر جا که هستی
نباشم زنده اون روز و ببینم شکستی عهدی که با من تو بستی
منم و یه دل عاشق توی غربت و تنهایی
شب من شب بی فرداست تو یه نوری و رویائی
توی چشم تو میبینم غم عشق و پریشونی
بگو با یه دل عاشق که میایی و میمونی
لبالب از صداقتی لبریز از محبتی ناجی قلب عاشقم تا مرز بی نهایتی
تو از کدوم قبله عشق به دیدن من اومدی
با شعله کدوم نگاه آتیش به جون من زدی
باور بکن تنها تویی بود و نبودم به خاطر تو میزنه نبض وجودم
پيام هاي ديگران () | جمعه ٢٩ تیر ،۱۳۸٦ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته

زیبا سلام گریه من بی بهانه نیست
چندین شب است خنده تو عاشقانه نیست
دیشب کنار پنجره بودم و در زدی
اما عجیب بود که گفتند خانه نیست
گفتم چقدر تشنه یک مشت دانه ام
گفتی که عشق نقش بر آب است دانه نیست
گفتم که زلف خویش پریشان کن و بیا
گفتی اگر بهم بزنم زلف شانه نیست
گفتی مگو به هیچکسی راز عشق را
گفتم که عشق جان خودت محرمانه نیست
اجبار نیست دوست بداری مرا همین
عشقی که رنگ رحم شود صادقانه نیست
پيام هاي ديگران () | جمعه ٢٩ تیر ،۱۳۸٦ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته

سحرگاهان همراه با طلوع خورشید با عشق تو متولد میشوم تا شامگاه از نبودنت میسوزم و میسازم.اگر باشی از وجودت جان میگیرم.با نفست زندگی میکنم و با خنده ات آرزوهایم را به فراموشی میسپارم.به اندازه ستاره های آسمان دوستت دارم.همان ستاره هایی که شبهای خلوتم را نظاره گر بودند.
پيام هاي ديگران () | جمعه ٢٢ تیر ،۱۳۸٦ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته


گفتی اهل آسمونی من ولی اهل زمینم
گفتی فاصله زیاده بین تو تا سرزمینم
گفتی قلب عاشق من مث انگشتر ساده اس
گفتی از وقتی رسیدی اومدی شدی نگینم
من دیوونه اسیرت شدم و تو هم نوشتی
بر سر عهدم میمونم تا همیشه نازنینم
تو توی چشات چی داری که حالا من آرزومه
واسه یه لحظه حتی بیام و پیشت بشینم
من به اون نقطه رسیدم که اگه حتی نباشی
همیشه بودی و هستی انتخاب آخرینم
انگار از دست من و دل باز تو رنجیدی عزیزم
حاضرم بمیرم اما اخمای تو رو نبینم
مریم حیدرزاده
پيام هاي ديگران () | جمعه ٢٢ تیر ،۱۳۸٦ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته

غم را دست دارم چون اشک دل است
اشک را دوست دارم چون گواه دل است
دل را دوست دارم چون محبت به من آموخت
محبت را دوست دارم چون تو را دوست دارم
و تو را دوست دارم بی آنکه بدانم چرا؟؟؟.............
پيام هاي ديگران () | جمعه ٢٢ تیر ،۱۳۸٦ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته

سلام به همه دوستان گلم.یه معذرت خواهی به همتون بدهکارم به خاطر این مدتی که آپ نکرده بودم و یه تشکر مخصوص از همتون واسه خاطر اینکه تو این مدت منو از محبت هاتون بی بهره نذاشتید.درگیر امتحانات پایان ترم دانشگاه بودم که خدا رو شکر بالاخره تموم شد....بهرحال سعی میکنم این غیبت رو جبران کنم.پرشور تر از همیشه و با حضور گرم شما..............
پيام هاي ديگران () | جمعه ٢٢ تیر ،۱۳۸٦ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته


گریز و درد
رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی به جز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی امید در وادی گناه و جنونم کشانده بود
رفتم که داغ بوسه پر حسرت وت را با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم
رفتم مگو،مگو که چرا رفت،ننگ بود عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما
از پرده خموشی و ظلمت چو نور صبح بیرون فتاده بود به یکباره راز ما
من از دو چشم روشن و گریان گریختم از خنده های وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر آزرده از ملامت وجدان گریختم
ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز دیگر سراغ شعله آتش ز من مگیر
میخواستم که شعله شوم سرکشی کنم مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر
روحی مشوشم که شبی بیخبر ز خویش در دامن سکوت بتلخی گریستم
نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم
فروغ فرخزاد
.................................................................................
سلام به همه دوستان خوبمون.خیلی وقت بود که وبم رو آپ نکرده بودم.آخه امتحانات دانشگاه شروع شده و ما هم مثلا" مشغول درس خوندنیم.................به هر حال ببخشید که دیر شد.دلم واسه همتون تنگ شده بود.راستی برام دعا کنید تا در امتحاناتم موفق بشم.من هم واسه همه شما دوستای گلم آرزوی موفقیت دارم.به امید دیدار دوباره........................
پيام هاي ديگران () | یکشنبه ۳ تیر ،۱۳۸٦ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته


بیقرارت چو شدم رفتی و یارم نشدی
شادی خاطر اندوه گزارم نشدی
تا ز دامان شبم صبح قیامت ندمید
با که گویم که چراغ شب تارم نشدی
.................................................
به جان جوشم که جویای تو باشم
خسی بر موج دریای تو باشم
تمام آرزوهای منی کاش
یکی از آرزوهای تو باشم
پيام هاي ديگران () | جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته

سردم است
به روی قلب فسرده ام ها کن
ببین که چگونه معجزه نفسهایت مرا میشکفد!
من محجوبانه به تو فکر میکنم و میبالم
و شب هنگام
چون شعله ای از یک هوس میمیرم
پيام هاي ديگران () | جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته

دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز بر پیکر خود پیرهن سبز نمودم
در آیینه بر صورت خود خیره شدم باز بند از سر گیسویم آهسته گشودم
عطر آوردم بر سر و بر سینه فشاندم چشمانم را نازکنان سرمه کشاندم
افشان کردم زلفم را بر سر شانه در کنج لبم خالی آهسته نشاندم
گفتم به خود آنگاه صد افسوس که او نیست تا مات شود زین همه افسونگری و ناز
چون پیرهن سبز ببیند به تن من با خنده بگوید که چه زیبا شدهای باز
او نیست که در مردمک چشم سیاهم تا خیره شود عکس رخ خویش ببیند
این گیسوی افشان به چه کار آیدم امشب کو پنجه او تا که در آن خانه گزیند
من خیره به آینه و او گوش به من داشت گفتم که چه سان حل کنی این مشکل ما را
بشکست و فغان کرد که از شرح غم خویش ای زن چه بگویم که شکستی دل ما را
فروغ فرخزاد
پيام هاي ديگران () | جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦ - نيوشی و محمد |لینک به نوشته







